تبلیغات
یانگوم**جواهری در قصر** - خلاصه قسمت ۳۶ جواهری در قصر
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
کیفیت مطالب ما را در چه حدی می بینید





آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

دوشنبه 11 تیر 1386
خلاصه قسمت ۳۶ جواهری در قصر

سلام دوستان عزیزم با خلاصه قسمتی دیگر در خدمت شما هستم.این خلاصه قسمت آخرین مطلبی بود كه توی وبلاگ قبلی كار شده بود....بگذریم از گدشته صحبتی نمیكنم ومسیر بسوی آینده را ادامه میدهیم(عهدی با آن نازنین بسته ام كه تا آخرش هستم)شما هم برای موفقیت ما دعا كنید.
اما ادامه داستان قصر
یئول ای برای یانگوم و شین بی درمورد بیماری ملكه و نشانه هایی كه باعث تشخیص او شده توضیح میدهد.او در مورد نبضهای مختلف یك بیمار نیز صحبت می كند ودر آخر میگوید خوبه كه دستیاران جدید به این موضوعات توجه می كنند!از طرفی بیماری ملكه در حال بدتر شدن است و با اینكه ملكه بچه مرده را بدنیا آورده ولی در بهبودی او تغییری حاصل نشده بنابر این بعد از جلسات زیاد تصمیم گرفته میشود كه یئول ای با تشخیصی كه داده درمان ملكه را آغاز كند او برای اینكار وبرای امتحان كردن ابتدا بر روی شین بی آنرا یكبار انجام میدهد.

 www.loveyangom.mihanblog.com

سرانجام شین بی اینكار را بر روی ملكه انجام میدهد و طب سوزنی را آغاز میكند ولی در سوزن دومی كه میزند حال ملكه بهم میخورد وبه این ترتیب بازهم معالجه با شكست روبرو میشود.جلسه اضطراری تشكیل میشود ودر این جلسه وزیر اوه میگوید اگر حال ملكه بزودی خوب نشود آنها بشدت تنبیه خواهند شد.از طرفی دیگر شین بی كه به شك یانگوم نسبت به تشخیص یئول ای آگاه است این قضیه را با دكتر شین در میان میگذارد

wwwloveyangom.mihanblog.com

 

این موضوع بسرعت پخش میشود وجلسه ای تشكیل میشود در این جلسه تك تك علایمی كه از بیماری ملكه را دیده توضیح میدهد و سرانجام میگوید او حدس میزند كه ملكه یك بچه مرده هنوز در شكمش دارد یعنی ملكه دوقلو داشته و یكی از بچه ها هنوز در شكم اوست.همه تعجب میكنند و نظرات موافق ومخالف زیادی داده میشود

www.loveyangom.mihanblog.com

 

از آنجا كه معالجات با شیوه در مانی یئول ای فایده ای ندارد تصمیم گرفته میشود كه یئول ای ویانگوم هر دو یكبار دیگر ملكه را چك كنند.آنها اینكار را انجام میدهند و تقریبا تشخیصشان شبیه است ولی در مورد نبض یئول ای نبضی غوطه ور وقوی را تشخیص می دهد اما تشخیص یانگوم نبضی غوطه ور اما نه قوی وبصورت پراكنده است و میگوید او بوضوح نبض حاملگی را تشخیص میدهد

 www.loveyangom.mihanblog.com

همه در مورد پیشبینی یك دستیار شك دارند و مخالفان با این موضوع زیادند ولی سرانجام دكتر یونگ بعنوان پزشك مسئول بیماری ملكه تصمیم میگیرد كه بر طبق تشخیص یانگوم درمان شروع شوداو به داروخانه میرود ومیگوید كه بوول سو سن را برای درمان ملكه آماده كنند و به یئول ای میگوید برای طب سوزنی آماده باشد ولی یئول ای میگوید چطور میتواند وقتی این تشخیص او نیست وبه اینكار اعتمادی ندارد اینكار را انجام دهد.دكتر یونگ درنهایت با مسئولیت خودش تصمیم میگیرد كه اینكار را یانگوم انجام دهد او نیز برای اینكار ابتدا برروی شین بی آنرا یكبار تمرین میكند!

سرانجام روز موعود فرا میرسد ویانگوم شروع به كار می كند در اوایل كار بانو چویی میگوید چطور یك دستیار می تونه....اما دكتر یونگ سخن او را قطع میكند و میگوید كه او مشغول طب سوزنی است ولطفا مزاحمش نشوید!یانگوم سوزن اول را میزند ودر سوزن دوم با اینكه ملكه یكبار دردش میاید ولی آرام میشود و به این شكل درمان ملكه با تشخیص یانگوم آغاز میشود واو مراقبت از او را بعده میگیرد

 

یانگوم طبق تشخیصی كه داده مراقبت از ملكه را بعهده میگیرد تا اینكه روزی به پادشاه پیام میرسد كه حال ملكه بسیار بد شده است پادشاه تصمیم میگیرد برای دیدن ملكه برود از آنطرف پزشكان سخت مشغول آرام كردن ملكه هستند وملكه بخود میپیچد تا اینكه سرانجام ملكه بچه دوم مرده را نیز بدنیا میآورد و همه متوجه درستی تشخیص یانگوم میشوند.یانگوم نیز خوشحال میشود

 

بعد از این موفقیت جلسه ای تشكیل میشود و در این جلسه یئول ای میخواهد كه او را بخاطر تشخیص اشتباه تنزیل درجه دهند ولی موافقت نمیشود او خواهش میكند كه لااقل در كارهای مختلف پزشكی او بیشتر نقش داشته باشد تا از این راه چیزهای بیشتری یاد بگیرد واضافه می كند می خواهد از یانگوم یاد بگیرد همه میگویند یئول ای چقدر مهربان است! ولی نمیدانند این شروع دشمنی او با یانگوم است وقتی همه بلند میشنود ومیروند یانگوم به او میگوید نمیداند چطوری تشكر كند اما یئول ای با چهره ای بر افروخته نگاهش می كند ومیگوید بخاطر یك اشتباه منو نابود كردی؟ ومیرود  ویانگوم در بهت وحیرت باقی میماند

 

از طرفی دیگر یانگ داك مطب جدیدی را برای كارهای درمانی خودش افتتاح میكند و یانگوم وداگو به دیدار او میروند.یانگ داك به یانگوم میگوید هرموقع بیكار شدی به اینجا بیا تا درسی جدید به تو بدهم!

 

اما بشنوید از افسر مین وجناب دو كه با طرحی به سراغ پادشاه میروند آنها در این طرح به قوی شدن دشمنان و سلاحهای آنها اشاره میكنند ومیگویند كه ارتش انها هنوز پیشرفتی نكرده است در واقع از زمان سلسله سجونگ سلاحهای آنها به یك شكل باقی مانده است بنابر این از پادشاه میخواهند كه برای اینكار هر یك از مقامات بالا مقام زمینهایی را برای اینكار اهدا كنند تا مشكلات مالی آنها كمتر شود.پادشاه قبول می كند واین باعث خشم وزیر اوه بانو چویی ودار ودسته آنها میشود

 

اما از آنطرف با اینكه ملكه حالش خوب شده اما درحال ملكه مادر تغییری حاصل نشده است وملكه مادر بعد از مدتی از پذیرفتن درمان خودداری میكند .پادشاه وملكه به دیدار او میروند واز او خواهش می كنند كه درمان را قبول كند و آنها نگران او هستند ولی ملكه مادر میگوید شما از كی تاحالا نگران من شدید؟چرا پزشك خانوادگی ما را از قصر مرخص كردید وپزشكی بیدقت را برای من انتخاب كردید؟

 

یانگوم بفكر فرو میرود ظاهرا باز باید دست بكار شود!!!

نوشته شده توسط میثم ساعت 09:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ خلاصه قسمت های بعد ,

ویرایش شده در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 09:07 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari